تورادرلطافت باران نمی بینم ازشمیم عطراولین غنچه ای که درصبح بهارمی شکندتورامی بویم وهرزمان که قاصدکی از آسمان لبخندمی زندصدایت رامی شنوم نمی دانم باچه می آیی تا مرکبت را بوسه باران کنم