عربی سوم دبیرستان درس 7
نکته های بحث حال
نکته1: ذوالحال نقش نیست بلکه اعرابش بستگی به نقش آن در جمل دارد . یا فاعل است یا مفعول و یا نائب فاعل که به صورت اسم یا ضمیر مستتر یا ضمیر بارز می آید.
مثال:
الف) جاءَ الرجلُ یضحک»» ذوالحال اسم ظاهر است(الرجل)
ب)الرجالُ جاؤوا یضحکون»»ذوالحال ضمیر متصل به فعل است(و)
ج)الرجلُ جاء یضحک»»ذوالحال ضمیر مستتر هو است
د)دَخَلَ الاعداءُ فلسطینَ غاصبین»» ذوالحال مفعول است(فلسطین)
نکته2: حال را می توان از طریق معنی جمله تشخیص داد . حال باید در جواب پرسش کیفی یعنی چگونه و چطور بیاید.
نکته3: حال همیشه نکره و ذوالحال همیشه معرفه است.
نکته4: هرگاه بعد از اسم استفهام کیف یک فعل واقع شود کیف به عنوان حال شناخته می شود.
مثال: کیفَ تذهب علی المدرسة؟
لازم به ذکر است کیف وقتی با اسم بیاید نقشش خبر مقدم است و همچنین وقتی پیش از افعال ناقصه باشد.
نکته5: کلمه وحد (به معنای به تنهایی ، تنها) همواره همراه ضمیر به کار می رود . مانند : وحدهُ ، وحدکَ ، وحدی ،...و نقش آن در جمله حال است.
مثال : ذَهَبتُ وحدی »» به تنهایی رفتم
کلمه ی وحده اگر مشتق بر وزن فاعل هم باشد حال محسوب می شود .
مثال : ألبَسَتهم لباس الحرب واحداٌ فواحداٌ»» لباس جنک را بر تن آن ها کرد یکی پس از دیگری.
نکته6:کلمه ی معاٌ از استثناهای حال است که جامد است.
مع اگر با مضاف الیه باشد ، ظرف و مفعول فیه است ولی به تنهایی و منصوب به شکل معاٌ باشد حال است.
مثال: أکلنا معاٌ
نکته7:کلمه ی فجاءةٌ (ناگهانی) هر کجا باشد حال و منصوب است.
نکته 8: واو حالیه در 3 مورد استفاده می شود.
1-بعد واو حالیه جمله اسمیه که بیاید آن جمله ی اسمیه جمله حالیه نامیده می شود.
2-بعد واو حالیه جمله اسمیه باشد که در دوحالت واقع می شود:
الف) با فعل مضارع مجزوم واقع شود: هجمنا علی العدو و لم یطلع الفجر
ب)قد با فعل ماضی همراه شود: جلس الطالب و قد کتب درسهُ
گر می طلبی ز خضر ره آب حیات محتاج شفاعتی زاوبهر نجات