- ضماير: چه منفصل، مثل «نَحْنُ» يا متّصلِ يك حرفى، مثل «تُ» در «ضَرَبْتُ» يا «تِ» در «ضَرَبْتِ» يا «تَ» در «ضَرَبْتَ» يا دو حرفى، مثل «نا» در «ضَرَبْنا».
2 و 3 - اسماء شرط و اسماء استفهام: «اَيْنَ، مَتى‏ و اَىُّ و...» مشروط به آن كه به مفرد اضافه نشوند، زيرا اگر مثل «اَىُّ» در «بَاَىِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» به مفرد اضافه شود معرب است.
اسمِ شرط، مثل «اَيْنَ تَجْلِسْ اَجْلِسْ» و استفهام، مثل «فَاَيْنَ تَذْهَبُونَ».
4- اسم اشاره غيرتثنيه: مثل «هذَا رَبّى‏» و در صورتى كه تثنيه باشد، مثل «هذَانِ خَصْمانِ» به قول صحيح معرب است و به همين جهت در حالتِ نصبى و جرّى «هذَيْنِ» گفته شده.
5- اسم موصولِ غيرتثنيه: مثل «رَبِّىَ الَّذى‏ يُحْيى‏ وَ يُميتُ» و اگر تثنيه باشد معرب است‏، مثل «رَبَّنا اَرِنَا الَّذَيْنِ اَضَلاّنا».
6- هر كلمه‏اى كه به جمله مابعدش نيازمند است و بدون آن معنا نمى‏دهد، مثل «اِذا»، «اِذْ»، «حَيْثُ» و «لَمّا» كه واجبُ الاضافه به جمله هستند.
7- اسماء افعال: اسم‏هايى كه در معنا، عمل و زمان از فعل نيابت مى‏كنند، مثل «هَيْهاتَ، اُفٍ‏ و آمينَ» اسماء افعال ناميده شده‏اند.
8- اسماء مركبّه: مثل «اَحَدَ عَشَرَ» تا «تِسْعَةَ عَشَرَ» جز «اِثْنى‏ عَشَرَ» و «اِثْنَتى‏ عَشَرَ» هر دو جزء آنها مبنى است. بناى جزء اول به خاطر واقع شدن حرفِ آخر آن در وسط كلمه كه محلّ اعراب نيست و بناى جزء دوم به خاطر در برداشتن واو.
9- اسم لاء نفى جنس: در صورتى كه مفرد باشد، مثل «لاتَثْريبَ عَلَيْكُمْ اَلْيَوْمَ».
10- منادا: مشروط به آن كه مفردِ معرفه يا نكره مقصوده باشد، مثل «يا مَرْيَمُ اَنّى‏ لَكِ هذَا». كه «مَرْيَمُ» مناداى مفردِ معرفه است و مثلِ «يا جِبالُ اَوِّبى‏ مَعَهُ» كه «جِبالُ» مناداى نكره مقصوده است.
11- اسماء اصوات و كنايات: مثل «كَمْ، كَاَيِّنْ و كَذا» و «كَيْتْ» و «ذَيْتْ».
12- كلماتى هم چون «اِذْ، اَمْسِ، مُذْ، مُنْذُ، قَطُّ، عَوْضُ، اَلانَ، اَيّانَ، كَيْفَ، لَدُنْ، هُنا، ثَمَّ، اَنّى». و جهات شش گانه كه عبارت‏اند از: «فوق، تحت، يمين، شمال، خلف و قُدّام» و هر كلمه‏اى كه به معناى آن‏ها است، مثل «قَبْلُ، بَعْدُ، اَوَّلُ، وَراءُ، دُونَ، اَعْلى، اَسْفَلْ، اَمامَ، غَيْرُ، حَسْبُ و عَلُ» جهاتِ ستّ در يك حالت مبنى و در سه حالت معرب‏اند