اوخواهدآمد.
از ناتوانی دستها دل به صدا آمدهجمه دردها را انتظار دوا آمد
بخدا باران می آید
بخدا آن مرد در سایه لطف خدا می آید
ما شاد می شویم
وقتی
این انتظار به سر آید


+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 15:1 توسط فاطمه کبریائی
|
گر می طلبی ز خضر ره آب حیات محتاج شفاعتی زاوبهر نجات